صد سكانس از تنظیم کننده و آهنگساز و خواننده خوب کشور , بهروز صفاريان

0- متولد 24 بهمن پنجاه و شش 1- فرزند چهارم و آخر خانواده 2- دو برادر و يك خواهر دارد. 3- برادر اولش (بهزاد) 12 سال از او بزرگتر است و شش سال است در آلمان زندگى مىكند. 4- پدر و مادرش در اداره پست همكار بودند. 5- بچه محله انديشه عباسآباد 6- در پنج سالگى براى اولين بار دستش به ساز خورد و از ارگ برادرش (بهزاد) استفاده كرد. 7- خانوادهاش به خاطر آن كه موقعيت تحصيلى او به خطر نيفتد، اجازه نمىدادند در كودكى به سمت موسيقى بيايد. 8- يازده ساله بود كه قرار شد يك كيبورد از آلمان براى او بفرستند، اما مسؤولان گمرك فرودگاه مهرآباد از تحويل آن به خانواده صفاريان خوددارى كردند! 9- مسؤولان ارشاد هم براى ترخيص اين كيبورد همكارى نكردند و ساز رويايى بهروز به آلمان مرجوع شد! 10- ضعيفترين درس دوران مدرسهاش عربى بود. 11-
سرانجام در 13 سالگى صاحب كيبورد شد؛ يك هديه خانوادگى. 12- از افرادى كه كيبوردهاى پيشرفتهتر داشتند، سازهايشان را امانت مىگرفت و برايشان ريتم مىساخت و گرچه دستمزدى نمىگرفت، اما از اين كه امكان دسترسى به سازهاى جديد را داشت، رضايت پيدا مىكرد. 13- بعد از دوران راهنمايى، به هنرستان برق رفت اما پس از چند ماه به آرزويش رسيد و سر از هنرستان موسيقى درآورد. 14- پانزده ساله بود كه برادرش (بهزاد) به او قول داد در صورت مونتاژ 50 دستگاه كامپيوتر، براى او ساز جديدى بخرد و با خريد كيبورد رولند جىوى 1000 به قولش عمل كرد. 15- از محيط مدرسه مىترسيد و با روشهاى آموزش ارتباط برقرار نمىكرد. 16- روى هر درسى زوم مىكرد، در آن به نمرات بالا مىرسيد، امإ؛ مجموعاً به درسهايى كه ريشهاش علوم و آزمايشگاه بود، بيشتر علاقه داشت. 17- به سختى ديپلم گرفت. 18- هرگز به دانشگاه نرفت. 19- در خانه به بازسازى آهنگهاى غربى پرداخت و روى ساز خود تسلط بيشترى پيدا كرد. 20- تنظيمهاى بازسازى شدهاش در نقاط مختلف ايران فروخته مىشد اما براى او سود مالى به دنبال نداشت. 21-
چون در زمان مشموليت او، برادرش (بهنام) به خدمت سربازى رفته بود، كارت معافى بهروز صادر شد. 22- در دوران كودكى و نوجوانىاش، بيلى جين و تريلر را از بقيه آهنگها بيشتر دوست داشت. 23- رنگ مورد علاقهاش را خودش هم نمىشناسد! 24- متنفر از فوتبال 25- در دوران راهنمايى مدتى به باشگاه كونگفو رفت. 26- يكدنده از گذشته تا احتمالاً هميشه! 27- با فواد حجازى، بهنام ابطحى، مهرداد پازوكى و... پيش از ورود به دنياى حرفهاى، ارتباط دوستانه داشت. 28- در هجده سالگى، فريدون فروغى او را براى تنظيم قطعات جديد خود انتخاب كرد. 29- بزرگترين اعتبار خودش را حضور چند ماهه كنار فروغى مىداند و مدعى است از او بسيار ياد گرفته. 30- سال 75 با شنيدن صداى خشايار اعتمادى از تلويزيون، شرايط را براى همكارى با صدا و سيما در حوزه موسيقى پاپ فراهم ديد. 31- با مراجعه به صدا و سيما، اولين آهنگ و تنظيم خودش را به مسؤولان ارائه داد. 32- او و شادمهر عقيلى دورادور يكديگر را مىشناختند، اما در محيط صدا و سيما با هم رفيق شدند و به توافق رسيدند تا همكارى كنند. 33- چهار، پنج قطعه براى تلويزيون ساخت و تنظيم كرد. 34- قرار بود در آلبوم «خواب گريهها» با قاسم افشار همكارى داشته باشد، اما به خاطر اختلاف حرفهاى با يكى از ترانهسرايان (اكبر آزاد) از اين پروژه كنار كشيد. 35- به اتفاق شادمهر عقيلى براى چند خواننده ديگر نيز قطعاتى ساختند و تنظيم كردند. 36- «مسافر» اولين قطعهاى بود كه براى صداى شادمهر آماده كردند. 37- قرار بود اين آهنگ به صدا و سيما ارائه شود، اما مسؤولان شركت پيغام سحر پيشنهاد دادند بهروز و شادمهر آهنگهاى ديگرى را هم آماده كنند تا يك آلبوم توليد شود. 38- نيلوفر لارىپور، سهيل محمودى، فريد احمدى و... به همكارى فرا خوانده شدند. 39- شادمهر و بهروز كنار هم قطعات را يكى پس از ديگرى ساختند و تنظيم كردند. 40- ساخت و تنظيم چهارده قطعه براى آلبوم مسافر فقط و فقط پانزده روز طول كشيد. 41-
چهارقطعه از اين آلبوم كنار گذاشته شد. 42- مسافر، نوروز 78 با ده قطعه به بازار آمد. 43- ادامه همكارى با فريدون فروغى پس از انتشار مسافر به عنوان سرپرست نوازندگان 44- تلخترين واقعه هنرىاش: درگذشت فريدون فروغى 45- با سعيد شهروز در سال 78 به توافق رسيد و دو قطعه «فاصله» و «هجوم» را هم براى او ساخت، اما اين همكارى خيلى زود متوقف شد و اين قطعات در اختيار محمد اصفهانى و مهرزاد اصفهانپور قرار گرفت. 46- ديرجوش 47- برادر دومش (بهنام) را به آلبوم «رنگارنگ» كه در آن خوانندههاى جديد هركدام يك قطعه را اجرا مىكردند، معرفى كرد و باعث حضور او در موسيقى حرفهاى شد. 48- در آلبوم «دهاتى» كه اواخر سال 78 به بازار آمد، فقط ساخت و تنظيم «دلخوشى» را انجام داد. 49- كملطفى تهيهكننده شادمهر و حذف نام بهروز از روى شناسنامه دهاتى 50- «آخرين صدا» با صداى مهرزاد اصفهانپور كمفروشترين اثر كارنامه هنرى اوست. 51- در دو آلبوم اول محمد خاكپور چند قطعه را ساخت و تنظيم كرد. 52- تصميم گرفت به عنوان مدير هنرى اولين آلبوم مستقل برادرش (بهنام) فعاليت كند. 53- براى پروژه «دو رنگى» از امير قديانى، پدرام كشتكار، مازيار عطاريان و امير عليزاده به عنوان تنظيمكننده، دعوت به همكارى كرد و خودش هم سه تنظيم انجام داد. 54- اختلاف با شادمهر عقيلى را كنار گذاشت و به پروژه نافرجام «آدم و حوا» پيوست. 55- در آدم و حوا هشت تنظيم انجام داد اما اين آلبوم هرگز مجوز نگرفت. 56- اولين آلبوم رپ فارسى (اسكناس) را براى شاهكار بينشپژوه توليد كرد؛ يك تجربه جديد در عرصه «هى پاپ»! 57- رپ را از حالت كليشهاى شده اروپايى خارج كرد و به آن لحن ايرانى داد. 58- براى گرفتن مجوز، رپ را به «موسيقى روحوضى مدرن» تعبير كرد! 59- با انتشار دو رنگى در بازار موسيقى ايران صاحب جايگاه بىنظيرى شد. 60- رهبر گروه اصفهانى از هشتاد تا هشتاد و يك 61- به عنوان مدير هنرى «نون و دلقك» فعاليتش را آغاز كرد. 62- جدول پايين را حل كنيد تا به اين سكانس برسيد. 63- نون و دلقك در كوتاهترين زمان ممكن مجوز گرفت. 64- اسكناس با سه سال تأخير مجوز گرفت. 65- در سال 82 هيچ آلبومى از او منتشر نشد. 66- بسيارى از چهرههاى مطرح امروز پاپ، پيش از همكارى با بهروز، اسم و رسمى نداشتند. 67- خوانندهاى به نام فريدون آسرايى را كه در آلبوم دو رنگى با خواندن چند بيت به عنوان همخوان، محك زده بود، به يك تهيهكننده براى خريد آلبومش معرفى كرد و تهيهكننده شرط لازم براى خريد امتياز آلبوم فريدون را اضافه شدن قطعاتى از بهروز به آلبوم مذكور دانست. 68- مخالفت صفاريان با پيشنهاد تهيهكننده 69- توافق فريدون، صفاريان و تهيهكننده براى توليد يك اثر جديد 70- توليد يكى از پرفروشترين، بهترين، عامپسندترين و خاصپسندترين آلبومهاى پس از انقلاب به نام «غريبه» با موسيقى بهروز 71- «با
من بمون» را كه براى خوانندهاى در آن سوى آبها ساخته بود (معين) به درخواست تهيهكننده در غريبه قرار داد و در اجراى آن با فريدون همراهى كرد. 72- در قطعه «بوى سيب» از مهرزاد اصفهانپور كنار فريدون استفاده كرد. 73- اولين سفر خارجى؛ تركيه 74- در سالهاى 84 و 85 فقط يك قطعه از او در آلبوم «مثلث» شنيده شد كه البته آن هم مربوط به تيتراژ سريال «پيلههاى پرواز» بود. 75- آلبوم دوم بهنام، ظاهراً به خاطر موسيقى بهروز سه سال پشت درهاى مجوز ماند! 76- بيشترين همكارى را ميان ترانهسرايان، با روزبه بمانى انجام داده است. 77- در آلبوم «شبح» كنار برادرش همخوانى كرده است. 78- بارها به پيشنهاد فعاليت در كشورهاى خارجى خصوصاً آمريكا جواب منفى داد. 79- همكارى مشروط با شبكه تلويزيونى تهران، پس از به مشكل خوردن مجوز آلبوم شبح در ارشاد 80- اجراى قطعه تيتراژ برنامه «مثل ماه» با مطلع «به من چيزى بگو شايد...» كه به دلايل نامعلومى فقط چند بار پخش شد. 81- برنده جايزه بهترين آهنگساز تيتراژ شبكه تلويزيونى تهران 82- شرط ادامه همكارىاش با تلويزيون را تداوم توجه به موسيقى پاپ دانست. 83- انتظار بهروز بعد از چند هفته برآورده نشد. 84- خداحافظى پرسروصدا با تلويزيون طى مصاحبه با برنامه «شب شيشهاى» 85- در روزهاى بحرانى، صفاريان كه هركسى از مصاحبه تلويزيونى او برداشتهاى مخصوصى مىكرد، قيد همكارى با مجموعه آلبومهاى فريدون آسرايى را هم براى هميشه زد! 86- در طول يك دهه فعاليت در موسيقى حرفهاى ايران، بارها و بارها خيانت را تجربه كرده است. 87- شايد بتوان قسمتى از بدبينىهايش به زمين و زمان را ناشى از همين خيانتها دانست. 88- همكارانى كه هميشه بهروز را براى پيشرفت، به جدايى از بعضى جريانها تشويق و آن جريانات را منع مىكردند، حالا خودشان به همان جريانها متصل شدهاند! 89- نه فرزندى دارد، نه ازدواج كرده! 90- رانندگى بلد نيست. 91- بعضى اوقات تا مرز اعتياد به اينترنت پيش مىرود. 92- علاقه بيش از حد به استفاده از كلاه! 93- يكى از بزرگترين مشكلات او با رفقايش اين است كه حتى نمىتواند سيگار كشيدن آنها را تحمل كند. 94- برخلاف بسيارى از تنظيمكنندهها استوديوى خانگى ندارد. 95- معمولاً از همكارى با خوانندههايى كه هنوز به شهرت نرسيدهاند، بيشتر استقبال مىكند! 96- مغرور و مرموز و پيچيده 97- موسيقى كلاسيك ايرانى را به موسيقى سنتى ترجيح مىدهد. 98- شهر مورد علاقه: شيراز 99- متأسفانه يا خوشبختانه هرگز به «ماديات» در حد انتظارى كه از موفقترين موزيسين دهه اخير مىرود، توجه نكرده است.

جدول براى سكانس جا افتاده
1- خواننده موسيقى پاپ و صاحب اثر «تمام شد ترانه»
2- خوانندهاى كه پدرش هم خواننده بود و چند سالى است در خارج از كشور اقامت دارد
3- شهر باران - جمال
4- نت چهارم موسيقى - شاهكار مرحوم حاتمى - باطل نيست
5- خواندن در موسيقى سنتى - اولين آلبوم مجاز شادمهر
6- ميمون و خجسته - از آلبومهاى عليرضا افتخارى
7- مضمون - براى درمان نياز است - جديد
8- كنايه به كسى كه تازه پولدار شده است - حرف دهم الفباى فارسى
9- خواننده موسيقى پاپ و صاحب اثر «شام آخر»
10- از ترانهسرايان زن موسيقى پاپ
نوشته شده در سه شنبه دوم بهمن 1386 توسط حمید
[ ] | مطالب مرتبط ( بیو گرافی ستارگان جهان ) | لينک ثابت
بیوگرافی، دیسکوگرافی و شرح حال هنرمند - ابی
ابراهيم حامدي متخلص به "ابي" در 29 خرداد سال 1328 در ميدان فوزيه تهران ديده به جهان گشود.
او در اوان نوجواني به استعدادهاي خويش در خواندن پي برد و شروع به خواندن در يک گروه دوستانه به نام sun boys کرد و خواندن در باشگاهها و کاخ هاي جوانان را آغاز کرد و پس از چند سال ، در آغاز جواني اولين ترانه ي مستقل خود را اجرا کرد.
"ابي" آوازخواني ست مردمي که از دل مردم ايران زاده شده است. او با احترام به گوش و هوش مردم ايران در طول سي و پنج سال کار هنري اش و با قبول سنگيني مسيوليتي که بر دوش دارد و با تلاش پشتکار زياد و با خلق آثاري که در گوشت و خون مردم ايران جاي گرفته است و همچنين شخصيت هنري محبوبي که دارد توانسته دل بسياري از ايرانيان را بدست آورد و اين ارتباط با جوانان در ايران به حدي است که نام "ابي" بر ديوارهاي دورافتاده ترين روستاهاي ايران نيز به عنوان خواننده محبوب آنان نقش بسته و اين نشان از اوج موفقيت و محبو بيت يک هنرمند است.
عکس:

نوشته شده در شنبه هفدهم آذر 1386 توسط حمید
[ ] | مطالب مرتبط ( بیو گرافی ستارگان جهان ) | لينک ثابت
سیاوش قمیشی:
اگر 4 رکن اساسی آهنگ (Melody), شعر, (Lyric) تنظیم (Compose) و صدای خواننده (Vocal) را در ساخت و اجرای یک ترانه به عنوان وجوه اصلی ترانه در نظر بگیریم , سیاوش قمیشی تنها هنرمندی ست که هر4 وجه ترانه اش با دیگر فعالان موسیقی پاپ (Popular) ایران متفاوت است.
سیاوش قمیشی (متولد 1324-1945 در اهواز و بزرگ شده در تهران ) آهنگساز, شاعر, تنظیم کننده و خواننده ای ست که در بین عموم به عنوان خواننده و برای خواص به عنوان آهنگساز و خواننده اعتباری ویژه و متفاوت دارد. نخستین وجه و شاید مهم ترین وجه تفاوت آثار سیاوش قمیشی در ملودی هایش نهفته است. ملودی هایی بسیار متأثر از موسیقی کلاسیک (اصیل) ایران و در عین حال مبتنی بر آکورد های غیر معمول و کاملأ غیر ایرانی که ترکیبی عجیب و درخشان را از موسیقی ایرانی و غربی در قالب ترانه های پاپ (Popular) به وجود آورده است و همچون مهری برجسته, برداشت ناب سیاوش قمیشی را از هنر ایرانی با اشرافی جامع بر انواع موسیقی غیر ایرانی به نمایش می گذارد. در بیشتر آهنگهای ساخته سیاوش رگه هایی روشن و قوی از موسیقی ایرانی را می توان یافت که گرچه روایت جز به جز موسیقی ردیفی ایران نیستند اما به خوبی حس ایرانی بودن را حتی در ذهن شنونده ی غیر حرفه ای متبادر می کنند و این هنر اوست که با گریز آگاهانه از تکرار سنتی و نخ نما, ملودی های ظریف ایرانی را همچون تارهای طلا بر پیکره ی ترانه اش می بافد. با کمی دقت در آلبوم های سیاوش میتوان بسیاری از برداشت های آزاد وی را از موسیقی کلاسیک ایران به وضوح مشاهده کرد. در واقع سیاوش قمیشی و هم نسلان موفقش آموزش موسیقی را از کودکی به طور خودآگاه یا ناخودآگاه با موسیقی ناب ایرانی شروع کردند. شنیدن روزمره ی اجراهای بسیار موثق و اصیل از بزرگان موسیقی ایران در سالهای 1320و1330 از رادیو تهران تجربه ای تکرار نشدنی برای هم نسلان سیاوش به عنوان کودکان آن روزگار و بزرگان آینده موسیقی نوین ایران بود که به مرور پس از آشنایی با حوزه های دیگر, موسیقی عملی را از طریق مراجع و منابع کاملأ جدا آموزش دیده وتجربه می کردند.
سیاوش قمیشی خود سالهای 1970 را در انگلستان (مهد موسیقی راک) گذرانده و آموزش موسیقی دیده است. موسیقی گروههای بزرگ غربی و شرایط زمانی – مکانی فعالیت آنها را از نزدیک درک و لمس کرده و آثارشان را عملا مشق و اجرا نموده است. این آمیختگی عملی با موسیقی روز دنیا در کنار ذهنیت و ناخودآگاه انباشته از ملودی های موسیقی ایران, زمانی که منشا خلق هنری قرار گرفتند ترکیبی نو و بدیع از ملودی و هارمونی را پدید آوردند که پیشتر همانندی نداشت. از این روست که موسیقی سیاوش قمیشی را یکی از بهترین نمونه های هنر هم نسلانش می دانیم. او با برداشت ویژه اش از انواع موسیقی و با توجه کامل به موزیک روز دنیا به ویژه در حیطه ی پروگرسیو تنظیم, صداسازی و میکس به مرز نوآوری و خلاقیتی کامل رسیده و در بیان خود قوام ودوام یافته است. همکاری با تنظیم کنندگانی آگاه و خوش ذوق (که بعضا با وجودی که ایرانی نیستند, توانسته اند با موسیقی ایرانی ارتباط برقرار کنند) و نکته سنجی شخص سیاوش در استفاده ی آگاهانه و هوشمند از صداسازی های الکترونیک و ساوند افکت های عجیب و بجا در تنظیم قطعاتش, به موسیقی او تنوعی خاص و رنگارنگی منحصر به فردی بخشیده است که موزیکالیته ی ترانه های او را به گونه ای بهتر و جذاب تر نمایان میکند. از لحاظ شعری, ترانه هایی که سیاوش برای کار انتخاب میکند چند ویژگی اساسی دارند که مهم ترین آنها سادگی و روانی کلام و دوری از پیچیدگی های معماگونه ی شعری است.
سیاوش از دیرباز علاقه ای به استفاده از کلام روشنفکر مأبانه و غیر مردمی نداشته است و با انتخابی آگاه, به دام ابتذال ناشی از ساده پسندی و بی هویتی هم نیفتاده است. فضای ترانه های او فضایی روشن و امیدبخش است, به دور از سایه های خاکستری و سیاه رایج در ترانه ی نوین ایران.
اعتراض موجود در ترانه های انتخابی او هم نوع با موسیقی ای, اعتراضی سیاه و خمود نیستو از تلخی و شیرینی توأم برخوردار است. جالب این که متقابلأ در کارنامه ی هنری سیاوش به هیچ رو با ترانه های بی معنی و سبک سرانه هم مواجه نمی شویم. شادترین ترانه های او, نه در کلام و نه در موسیقی به مرز انحطاط و ابتذال نزدیک نمی شوند و شعر و موسیقی ترانه های شاد او هم ا ز حدود تشخص, حجب و آبرومندی مأخوذ به حیا بیرون نمی روند. مضامین ترانه های سیاوش عموما مضامین و موضوعات عاطفی در حوزه زندگی فردی و اجتماعی اند و"عشق, زندگی و حرکت" در این میان نقش محوری و کلیدی دارند و داستان هر ترانه هم غالبأ با پایانی روشن و امید بخش همراه است. سیاوش در شناخت و کشف ملودی پنهان در شعر استعدادی خداداد دارد و با قوه ی درک ریتم بسیار خوب, ضرب آهنگ مناسب شعر و ملودی را برای کارش می یابد. به همین دلیل, در آلبوم هایش همه نوع ترانه با ریتم های گوناگون شنیده می شود, تنوعی که شنونده را دچار ملال ناشی از یکنواختی آلبوم نمی کند. او در اجرای ترانه هایش صاحب سبکی مشخص است. آشنایی عمیق با ملودی و تنظیم ترانه ای که آهنگ آنرا بر مبنای توان حنجره و نقاط ضعف و قوت صدای خود ساخته و ویژی های خاص صدایش اعم از تونالیته و موزیکالیته ی صدا, نتیجه ی خوانندگی اش را بسیار درخشان و پر ثمر کرده است. صدای زخمی و خش دار, آمیخته با تحریرها و غلت ظریف آواز ایرانی جملات آهنگین را با صمیمیت و احساسی ژرف و بی غش می خواند که گویی شعر و آهنگ تنیده بر هم, از جان خواننده بر می آیند و بر دل شنونده می نشینند. به جرأت میتوان گفت هیچ آهنگسازی در موسیقی ترانه ی نوین ایران, در طی سی سال گذشته همانند سیاوش قمیشی حرکتی رو به جلو و کمال طلب با حفظ و افزایش روز افزون تعداد مخاطبان نداشته است. ترانه های سیاوش قمیشی (ترانه به معنای جمع آهنگ و شعر و صدا) مخاطب عام دارد و این عمومیت به ویژه در بین جوانان دیده می شود. شاید او تنها آهنگساز/خواننده ای ست که هر چه بیشتر کار میکند مخاطبان و علاقه مندان جوان تری پیدا می کند و به زبان موسیقی به جوانان, زندگی, عشق و نشاط می بخشد, همچون دوستی همسن در خلوتشان میخواند و مانند پدری مهربان سنگ صبور درد های جوانی شان می شود. همه ما – نسل بعد از انقلاب – در داخل و خارج کشور با صدای سیاوش قمیشی زندگی کرده ایم , عاشق شده ایم, گریسته ایم, خندیده ایم و نفس کشیده ایم. با او بوده ایم و او با ما بوده است.
موسیقی و صدای سیاوش همچون زندگی اش ساده, روان و بی پیرایه است و به سادگی در ضمیر پاک جوانان می نشیند و شاید از این روست که جوانان بسیار دوستش می دارند چرا که جوانی مظهر سادگی و یکرنگی ست. سیاوش قمیشی مانند سرزمین زادگاهش انسانی آفتابی است, آفتاب وجودش بی غروب باد.
اطلاعات بیشتر :
سیاوش قمیشی در 1324 در اهواز متولّد شد.
عکس:

نوشته شده در شنبه هفدهم آذر 1386 توسط حمید
[ ] | مطالب مرتبط ( بیو گرافی ستارگان جهان ) | لينک ثابت
در سال ۱۹۹۷ اولين موفقيت بزرگ لوپز بوجود آمد: به خاطر بازی در نقش سلنا که تصوير زنده ای از خواننده پاپ (تجانو سلنا کوئين تيلانا پرز ) بود .< خواننده ای که بدست يکی از طرفداران ديوانه خود کشته شده است >. جنيفر مورد تحسين همگان قرارگرفت و جايزه GOLDEN GLOBE را از آن خود ساخت و گرانترين هنرپيشه لاتينی در تاريخ شد و با پرداخت يک مليون دلار به وی در همان سال فيلم ANACONDA ( مار وحشت ناک) را بازی کرد و نيزبعد از ان در فيلم خون وشراب که نقش مقابل اورا جک نيکلسون بازی ميکرد و در ادامه ـ بازی کردن در نقش مارشال
فدرال( کارن سيسکو) در فيلم کارگردان معروفی چون استيون اسپيلبرگ به نام OUT OF SIGHT که البته بر اساس کتابی از المور لئونارد ساخته شده بود و نقش مقابل او را هم جورج کلونی بازی ميکرد جنيفر را به يک هنر پيشه مشهور تبديل کرد
کار موسيقی لوپز در سال ۱۹۹۹ با آلبومی به زبان لاتين در ۶ جولای شروع شد و اين آلبوم به خاطر آهنگ IF YOU HAD MY LOVE با موفقيت کم نظيری روبرو شد که لوپز را هم رديف ريکی مارتين قرار داد . در اوايل سال ۲۰۰۰ جنيفر کانديدای جايزه ای برای اجرای بهترين رقص شد به دليل موفقيت در دومين آهنگ موفقش WAITING FOR TONIGHT اما او جايزه را ازدست داد و جايزه بدست CHER رسيد .
در تابستان سال ۲۰۰۰ او در فيلم علمی تخيلی و ترسناک سلول بازی کرد که در اين فيلم نقش يک روانشناس کودک را ايفا ميکرد و در همان سال او در فيلم ENOUG بازی کرد و در اوايل سال ۲۰۰۱ جنيفر به خاطر موفقيت های پی درپی به بالاترين سطح معروفيت خود رسيد. از جمله اين موفقيتها:
وقتی که آلبوم او در جدول آهنگهای پاپ در رديف ۱ قرار گرفت و يا در فيلم کمدی ـ رومانتيک تصميم گيرنده ازدواج بازی کرد که بيشترين فروش را در هفته اول اکران داشت و نيز در سال ۲۰۰۲ او در فيلم کمدی MAID IN MANHATTAN بازيکرد و در سال ۲۰۰۳ هم وی با بن افلک در فيلم GIGLI هم بازی شد و نيز در آينده هم يک فيلم ديگر با بن افلک تحت عنوان JERSEY GIRL بازی کرد و نيز فيلم ديگری هم که از وی در مرحله ساخت به سر ميبرد فيلم( زندگی ناتمام ميباشد) که او در آن نقش مادری را بازی ميکند و نقش پدرشوهرش را هم رابرت فورد برعهده دارد. او همچنين در فيلم ما بايد برقصيم نقش مقابل ريچارد گر را بازی کرده است .
حالا يکم بحث رو خصوصیترش ميکنم:
جنيفر در سال ۱۹۹۷ به مدت کوتاهی با اجانی نوا که يک مدل و يک هنرپيشه بود ازدواج کرد و بعد از آن برای مدت طولانی با ( SEAN PUFFY COMBS ) رابطه داشت . در دسامبر ۱۹۹۹ جنيفر و COMBAS که به يک کلوپ شبانه در خارج از شهر نيويورک رفته بودند دچار خطر شدند يعنی در آنجا به سويشان از طرف افراد نامعلومی گلوله شليک شد که در اين حادثه سه نفر جان باختند . اين دو در اواسط فوريه از هم جدا شدند و بعد از آن جنيفر با CRIS JUDD آشنا شد .
CRIS در يکی از ويدئوکليپهای آهنگ LOVE DON'T COST ATHING رقاصی ميکرد و در آگوست سال ۲۰۰۱ آنها نامزدييشان را اعلام کردند و در سپتامبر همان سال ازدواج کردند ولی ۹ ماه بعد از هم جداشدند . در پاييز سال ۲۰۰۲ جنيفر با بن افلک نامزد کرد که البته برای مدتی نزديک بود از هم جدا بشوند اما به هر حال آنها دوباره تصميم گرفتند به قرار خود پايبند باشند و عروسی خود را اعلام کردند اما بازم بعد از مدتی تصميم به طلاق گرفتند و سرانجام در اوايل سال ۲۰۰4 از هم جدا شدند !
و بعد از آن جنيفر در > جوئن سال ۲۰۰4 < با خواننده پاپ مارک آنتونی ازدواج کرد . مراسم عروسی آنها کاملا خصوصی بود و در لوس آنجلس برگذار شد
نوشته شده در جمعه سیزدهم مهر 1386 توسط حمید
[ ] | مطالب مرتبط ( بیو گرافی ستارگان جهان ) | لينک ثابت
شکيرا از همان دوران بچگی به موسيقی و سرودن شعر علاقه زيادی داشت به طوری که در هشت سالگی اولين شعر خود را سرود و در يازده سالگی گيتار نواخت.
در سيزده سالگی برای انتشار آلبوم جادو Magic که شامل ترانه هايی بود که او در سنين هشت تا سيزده سالگی سروده بود قراردادی با شرکت Sony Music Colombia امضا کرد.
او پس از اين آلبوم Pres Descalzos يا همان پاهای برهنه Bare Feet را به بازار عرضه کرد.اين آلبوم نقطه عطفی در زندگی هنری شکيرا بود.به جرات می توان گفت که اين البوم با فروش چهار ميليون کپی در هشت کشور جهان نام شکيرا را به عنوان يک خواننده و آهنگساز توانای Pop-Rock بر سر زبان ها انداخت و بدين ترتيب بود که آلبوم بعدی او Donde Estan Los Ladrone به بازارهای آمريکا راه يافت.
شکيرا در جايی درباره نوع موسيقی خود می گويد:«من اگرچه يک کمبيايی بودم ولی به گروه هايی نظير Led Zeppelin / The Care / The Police / The Beatles / Nirvana علاقه داشتم و با وجود اين علاقه زيادی به موسيقی Rock داشتم به علت اينکه اصليتی لبنانی دارم به موسيقی عربی نيز علاقه پيدا کردم و در واقع آهنگ هايی که می سازم ترکيبی از موسيقی Pop-Rock و عربی است.»
اولين آلبوم شکيرا به زبان انگليسی Laundry Service (سرويس لباسشويی) است که در سال ۲۰۰۱ به بازار آمد.در ابتدا او خود علاقه زيادی به خواندن به زبان انگليسی نداشت اگر چه به اندازه کافی به اين زبان تسلط داشت ترجيح می داد تا اسپانيايی بخواند.تا زمانی که او با اميليو و گلوريا استفان همکاری می کرد اين دو نفر او را قانع کردند تا به زبان انگليسی بخواند و از اين رو او اولين ترانه خود را به زبان انگليسی نوشت که اين ترانه با نام اعتراض Objection در آلبوم سرويس لباسشويی جای گرفت.
اگر بخواهيم راجع به موسيقی شکيرا و خود او تعريفی کامل و مختصر ارائه دهيم بدون شک تعريف نويسنده توانای کلمبيايی برنده جالزه نوتل ادبی گابريل گارسيا مارکز بهترين تعريف است:
«موسيقی او ويژگی هايی دارد که موسيقی هيچ کس ديگر اين ويژگی ها را ندارد.هيچ کس
نمی تراند مانند او بخواند و برقصد.»
نوشته شده در جمعه سیزدهم مهر 1386 توسط حمید
[ ] | مطالب مرتبط ( بیو گرافی ستارگان جهان ) | لينک ثابت
نام کامل: Avril Ramona Lavigne 
نام خودمانی: Avvie/Av
روز تولد: ۲۷ سپتامبر ۱۹۸۴ 
زادگاه: کانادا
مليت: امريکايی
قد: ۱۵۷cm
وزن: ۴۷kg
رنگ چشم: آبی
رنگ مو: مايل به قهوه ای{خرمايی}
رنگ های مورد علاقه: مشکی و قرمز 
ساز: گيتار
خال کوبی:——-
سايز کفش: ۷
پدر: French-Canadian{John Lavigne}
مادر: French-Canadian{Judy Lavigne}
برادر: Matthew {بزرگتر }
خواهر: Michelle{کوچکتر }
حيوان خانگی: Sam{سگ نژاد آلمانی }
Avril Lavigne و آلبومی بنام Under My Skin 
Avril Lavigne با دادن اين آلبوم جديد مقام اول Pop Charts رو به خود اختصاص داد اونم بدون هيچ عمل غير اخلاقی.نه لباسهای مبتــذل میپوشـه و نه رقص وسوسه آميز انجام ميـده و نه به حوادث به صورت خلاصـه اشاره میكنه و از هيـچ عامل و روش Hip Hop هم استفاده نكــرده هيچ Lyrics تحريك كننده ای هم نخونده . Avril Lavigne از همه خواننــدهها و همه رديفهــای خود هم خودش رو جســورتر نشون ميده و هم منظورش رو به صورت روشنتر و واضح تر بيان ميكنه.رفتار و گفتار اون باعث شده ميليــونها بچـــه دوبــــاره به پدر و مادرشون اطمينان بدن.
از دو سال گذشته تا حالا خصوصيات Avril بودن در اون متـــمركز شده همون خصوصـــياتی كه در آلبــوم Under My Skin بازگو میكنه . اون به هيچ چيز خيانت نكرده و حتی الان هم پس از گذشـت چند ســال با روش خود كه باعث موفقــيـت فـــوقالعادهی اولـــين آلبوم خود بنـام Let Go شد هنــوز هـم هر جــوری كه هست كارنامهی عمل خودش رو بدون لكهی ننگی تميز نگه داشته . اون يك ۱۹سالهی سفيد لوحه
ساده بودن همون چيزی هست كه باعث شده بهترين آهنگهاش مــقاوم و ســخت و پايدار باشـن حالا خواه اينكه شايستهی Punk يا Faux يا Maudlin Ballad باشه Avril اين آهنگها رو قطعـــا و كاملا به طور صــريح و بیپرده میخــــونه . شما مـــیتونين هر چقدر كه بخوايــــن آهنگهاشو گوش بدين . موزيـــك Avril واقعــــا ديوانه كنندس و خيلی سخته كه بگيم در كدوم دسته موسيـــــقی قرارش بديم – آهنــــــگ موفقيــت آميز و درخشـان I’m With You تقريبا يه صدا و حال و هوای ييلاقی غير قايل احساس داشــت و يك ملودی متــــــال مبــــهـم و سربسته و يك همخوانی كه نمیتونه بيـجا و بیمحـــل به عنوان يه مدعــــــی آمريكايی مطـــرح بشه اگرچـــه هيچكدوم از اين مدعيان و مسابقهدهندگان نمیتونستن به اين سادگـــی است آهنـــــــگ رو بخونن.
Lavigne در آلـبـــوم جديـــدش يعنی Under My Skin با يك ماتريس تيمی رو كه روی بيشتر آهنگهای آلبوم Let Go كار كرده بودن رو جدا كرد Avril در اين آلبوم جديد با يه گروه Songwriter غير قابل تحمل و گيتاريستش Evan Taubenfeld و Songwriter كانادايـــــی Chantal Kreviazuk شــــروع بكار كرد و در تهيه اين آلبـــوم با بهم پيوستن اين عوامل آلبومی قابل قبول و فرمول دار تری بوجود آورد . Lavigne در آلبـــــوم Under My Skin هيچ فكر و هدف تازه ای وارد نمیكنه بلكه چهرهی آهنــگهای آلبوم قبلی يعنــــی Let Go رو درخــشانتر میكنه اغلب اوقات صداش رو در يك آهنگ به چند جور و نوع تغير ميده تا مطمئن بشه كه شما از خوانندگی اون خســـــته نشدين و زيبايی Chorus ها رو درك میكنين . آهنگ اصلی و مهم اين آلبوم همون آهنگی كه زودتر از خود آلبوم Under My Skin منتشر شد كه Don’t Tell Me نام داره ميشه گفت كه آهنگی هســت كه بيشترين شخصيت Avril رو در خودش داره و نشون ميده كه Avril دنبال چه چيزی هست و منظورش چيـــــه
نوشته شده در جمعه سیزدهم مهر 1386 توسط حمید
[ ] | مطالب مرتبط ( بیو گرافی ستارگان جهان ) | لينک ثابت

تاریخ تولد: 1 نوامبر 1973
محل تولد:کارناتای ،هند
او با معیار زیبا شناسی ستارگان سینما می تواند یک سر و گردن بالاتر از همه قرار
بگیرد و این جای تعجب نیست که نه تنها در هند بلکه در کشورهای اروپایی و آمریکایی
نیز بارها تصویرش روی جلد مجلات رفته است.
دانش آموخته سانتا کروز مومبای که هنگام تحصیل شاگرد اول محسوب می شد.
رای اگر چه بیش از بازیگری به خاطر ربودن عنوان ملکه شایسته هند و بعد از آن بانوی
شایسته جهان در چشم همگان آشنا شد اما هیچ گاه قدرت بازیگری اش زیر چهره اش
سر تسلیم فرود نیاورده است.
نامزدی نا فرجام و پر دردسرش با دو ستاره بالیوود یعنی سلمان خان و و ویوک اوبروی
و جنجالی که سر همین مسئله آفرید می توانست موید این نکته باشد که او هنوز هم
چون دوران کودکی ،پسر ها را زیر یوغ خود قرار می دهد و افسارشان را به دست می گیرد.
او در اوایل کار خود اشنایی چندانی با بازیگری نداشت و همگان او را یک عروسک میپنداشتند .
اما بعد از اینکه با سلمان خان اشنا میشود مسیر زندگی او به ناگاه تغیر میکند.سلمان برای او
کلاسهای بازیگری بسیار قوی در نظر میگیرد و بازی اورا به نحو احسن رو به بهبودی می اورد.
با کمک سلمان ایش در دومین فیلم خود که در ان سلمان و اجی دوگان نیز حضور داشتند لقب
بهترین بازیگر زن بالیوود را میگیرد ان هم در فیلم بسیار زیبا و دیدنی (هم دل دچو که صنم)
از ان به بعد دیگر هیچ وقت هیچ کس به ایشواریا رای به چشم یک عروسک نگاه نمیکند و
همه بازی اوراتائید میکنند.
دختری که می خواست در رشته ای از شاخه های پزشکی فعالیت کند با دست تقدیر به
یک سوپر استار بدل می شود و قله های موفقیت را یکی پس از دیگری طی می کند . رای
با بازی در اثری از مانی رانتام با نام Iruvar در سینما ها پا می گذارد اما تا مدتها بعد شانس
این نمی یابد که هنر بازیگرایش را به نمایش بگذارد .
رباوط ایش و سلمان تا مدت ها با هم خوب بود اما همه چیز از سال ۲۰۰۱ شروع می شود
و روابط ان دو بدون هیچ توضیحی بهم خورده و انها در سال ۲۰۰۱ از هم جدا میشوند.هنوز هم
دلیلی بر اینکار یافت نمی شود.
بعد از ان ایش در فیلمی با ویوک اشنا میشود و انها دارای دوستی عمیق میشوند که این
دوستی باعث نامزدی ان دو شده .
اما این نامزدی نیز به مانند نامزدی وی با سلمان دوامی ندارد وخیلی زود بهم می خورد.انگار
که ایش از ویوک هم خسته شده باشد.تا مدت ها رابطه ی ویوک و سلمان به خاطر ایش بهم
خورده بود ظاهرا که سلمان هنوز هم ایش رادوست دارد.
و اما بعد از ان ایش به سمت ابیشک می رود و دوستی صمیمی بین ان دو ایجاد میشود تا انجا
که ایش عاشق ابیشک می شود اما هیچ کس از اینکه ایا ابیشک نیز ایش را دوست دارد یا خیر
خبری ندارد!
اما بعد مدتی از اینکه ابیشک چه کسی را میخواهد بر سر زبان ها می افتد که او قصد دارد با
ایش ازدواج کند و این هم به این دلیل بود که انها را در بیشتر اماکن و مراسم ها با هم میدیدند.
.بالاخره ابیشک اظهار علاقه ی خود را به ایش ثابت کرد واما به نظر میرسید که امیتا با
این ازدواج مخالف است به هر حال کسی از اینکه ابیشک چطور توانست پدر خود را راضی
کند خبری ندارد اما ابیشک و ایش در یک مراسم ساده با یک دیگر ازدواج میکنند.وتا الان هم
زندگی خوشی دارند.
تا مدت ها ایش به یک چهره یمنفور در بالیوود تبدیل شده بود به این دلیل که تمایلی برای
بازی در فیلمهای هندی نداشت و تمام وقت خود را بر روی فیلمهای هالیوودی میگذاشت.
![]()


عکسهای کامل ازدواج در ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه سیزدهم مهر 1386 توسط حمید
[ ] | مطالب مرتبط ( بیو گرافی ستارگان جهان ) | لينک ثابت







